كردن وضع انعكاس صوت در تالار كليسا بود. اين كار اصلاً تازگي نداشت، ولي نمونههاي قبرسي اولين بار توجه مرا جلب كرد. بايد قبلاً از آن سخن ميگفتيم.
به گفتهٴ ويتروويوس (اول ـ 2 ق م)، فكر يوناني است و او واژهٴ echeia را براي اسباب ارتعاش كه در تماشاخانههاي يوناني به كار ميرفت ذكر ميكند و آنها محفظههايي از هوا بود كه در كنار شنونده صدا را منعكس ميكردند. ويتروويوس تمام فصل پنجم مقالهٴ پنجم را به توصيف آنها اختصاص داده است. هنوز هيچ نمونهٴ يوناني يا رومي كشف نشده است، ولي به گفتهٴ آنلار (ص 797) چنين كوزههايي در بسياري كليساهاي فرانسه بهدست آمده، كه تاريخشان از سدهٴ يازدهم تا هفدهم است؛ قديميترين نمونهاي كه او ذكر ميكند در پُميه (لوار) از سدهٴ يازدهم است.
نمونههايي هم در انگلستان (ايپسو و نرويچ)، هلند، لهستان، دانمارك، سوئد و ايتاليا وجود دارد.
در كليساي ويلنو (شهرك مقابل آوينيون بر رود رن در لانگدوك) در نمازخانهاي كه اينوكنتيوس ششم (پاپ 1352 ـ 1362) ساخت، كوزههاي صوتي قرار داده شده بود، سه تا از اين كوزهها به طول 78 سانت است، يعني بزرگتر از كوزههاي بهدست آمده در ليون (سدهٴ سيزدهم)، آرل (سيزدهم) و شايد كائور (چهاردهم).
در تقديمنامهٴ رسالهٴ هيدريوتافيا، تأليف سِر توماس براون (لندن 1658)، اشارهاي به كوزههاي صوتي قديم وجود دارد. يك جهانگرد فرانسوي در يك قرن پيش تعداد زيادي كوزههاي صوتي را ديده بود، كه در كليساي كيدونيه (مقابل ميتيلِنه در ساحل آسيا) كار گذاشته بودند و آنها صداي خطيب را به خوبي تقويت ميكردند.
ژاپنيان از كوزههاي لعابي براي تقويت صدا در تماشاخانهها استفاده ميكردند.
من از نحوهٴ كار اين كوزههاي صوتي اطلاعي ندارم، چون اين نوع نوسانسازها همهٴ صداها را بهيك اندازه تقويت نميكنند و ازاينرو ممكن است اختلال ايجاد كنند.
عبادالقادر بن غيبي
يكي از بزرگترين نويسندگان ايران در زمينهٴ موسيقي نظري، كه به عربي مينوشت (وفات: 1435م/ 839 ه ق).
عبدالقادر در اواسط سدهٴ چهاردهم در مراغه زاده شد، كه در آن هنگام مركز آذربايجان و يكي از مراكز فرهنگ مغولي ايران بود.1 او نوازندهٴ دربار اميرحسين جلاير (شاه بخشي از ايران 1374 ـ 1382م) بود و در سال 1379 براي هريك از روزهاي رمضان آهنگي ساخت. در زمان جانشين حسين يعني سلطان احمد هم در شغل خويش باقي ماند؛ سپس، مدتي به دربار ايلدرم بايزيد